خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیرحمی و سنگدلی معشوق شکایت دارد. شاعر از نبود رحم و مهلت در رفتار معشوق گله میکند و اشاره میکند که معشوق حتی به عهد خود مبنی بر آزار ندادن دل سوختهاش وفا نمیکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که معشوق از جنگ و کشتن نیز دست نمیکشد.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و شکایت از بیرحمی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند جنگ و کشتن نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۰ - تو ازین سنگدلی کم نکنی
تو ازین سنگدلی کم نکنی
رحمتی بر دل پر غم نکنی ۱
همه جان خواهی و مهلت ندهی
همه دل سوزی و مرهم نکنی ۲
دانم آنگاه که جان بستانی
کم کنی این همه یا هم نکنی ۳
عهد کردی تو که تا بتوانی
یک دل سوخته خرم نکنی ۴
دلبران جنگ کنند آنگه صلح
تو خود از کشتن واکم نکنی ۵
رحمتی بر دل پر غم نکنی ۱
همه جان خواهی و مهلت ندهی
همه دل سوزی و مرهم نکنی ۲
دانم آنگاه که جان بستانی
کم کنی این همه یا هم نکنی ۳
عهد کردی تو که تا بتوانی
یک دل سوخته خرم نکنی ۴
دلبران جنگ کنند آنگه صلح
تو خود از کشتن واکم نکنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - بیگانه وار یار ز من بگذرد همی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.