خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از غمهای تازه و بیاندازهای مینالد که به دلش هجوم آوردهاند و احساس شرم از وجود خود دارد. این شعر حالتی دردآلود و عاشقانه دارد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۱۴۳ - عشق تو و محنتی ز سر تازه
عشق تو و محنتی ز سر تازه
در شهر فکنده باز آوازه ۱
سبحان الله که هر غمی کاید
چون پای برون نهد ز دروازه ۲
یکسر سوی دل همیرود گویم
هان کیست منم کئی غم تازه ۳
ننگم زوجود خویش میآید
کاین کار زحد گذشت و اندازه ۴
در شهر فکنده باز آوازه ۱
سبحان الله که هر غمی کاید
چون پای برون نهد ز دروازه ۲
یکسر سوی دل همیرود گویم
هان کیست منم کئی غم تازه ۳
ننگم زوجود خویش میآید
کاین کار زحد گذشت و اندازه ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - رخ برون از پس نقاب مده
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - چشم من چون بخت تو ناخفته به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.