خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشقی است که در راه عشق به معشوق، سختیهای بسیاری را تحمل میکند. شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و از احساس تنهایی و ناامیدی خود میگوید. او با وجود تمام رنجها، همچنان به عشق خود پایبند است و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اشارههایی به مرگ و رنج عشق هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۲۷ - خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
محنت من ز من آمد گله زانمه چکنم ۱
نتوان خوردغم ار در ره او کشته شوم
صد هزارند چو من کشته درین ره چکنم ۲
همه دم گوئی از خشم که جانت ببرم
چند گوئی ببر و باز رهان وه چکنم ۳
پردلی شرط نباشد چوره عشق روی
من و زلف تو توکلت علی الله چکنم ۴
عمر بگذشت مرا و تو همیگوئی صبر
ور اجل دامن من گیرد ناگه چکنم ۵
برمن آنست که تا روز نخسبم زغمت
چون تو از ناله من نیستی آگه چکنم ۶
دورباد، ارتو جز از من بکسی درنگری
پس ببینی بحقیقت که من آنگه چکنم ۷
محنت من ز من آمد گله زانمه چکنم ۱
نتوان خوردغم ار در ره او کشته شوم
صد هزارند چو من کشته درین ره چکنم ۲
همه دم گوئی از خشم که جانت ببرم
چند گوئی ببر و باز رهان وه چکنم ۳
پردلی شرط نباشد چوره عشق روی
من و زلف تو توکلت علی الله چکنم ۴
عمر بگذشت مرا و تو همیگوئی صبر
ور اجل دامن من گیرد ناگه چکنم ۵
برمن آنست که تا روز نخسبم زغمت
چون تو از ناله من نیستی آگه چکنم ۶
دورباد، ارتو جز از من بکسی درنگری
پس ببینی بحقیقت که من آنگه چکنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - خشمت آمد که من ترا گفتم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - یا ز چشمت جفا بیاموزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.