خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از پایان یافتن یک رابطه عاشقانه سخن میگوید و بیان میکند که دیگر به تعهدات گذشته پایبند نیست. او تأکید میکند که از عشق گذشته پشیمان نیست، اما اکنون حاضر به اطاعت از خواستههای معشوق نیست و رابطه را تمام شده میداند.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی پیچیدهای مانند پایان رابطه، استقلال عاطفی و عدم پشیمانی از انتخابهای گذشته است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۱۷ - این خبر داری که من آن نیستم
این خبر داری که من آن نیستم
با تو بر آن شرط و پیمان نیستم ۱
ناز در باقی کن اکنون کان گذشت
ور چنان دانی تو چونان نیستم ۲
من همی دانم که دیگر گونه
تا بدین حد نیز نادان نیستم ۳
گفتی از عشقم پشمیانی، بلی
در پیشمانی پشیمان نیستم ۴
دل بدادم جان همی خواهی کنون؟
بنده ام لیکن بفرمان نیستم ۵
خواستم کردن نثار پای تو
لیکن اکنون بر سر آن نیستم ۶
تیز کردی بر دلم دندان برو
من حریفی آبدندان نیستم ۷
چند گوئی رو دگر یاری بگیر
گر نگیرم پس مسلمان نیستم ۸
با تو بر آن شرط و پیمان نیستم ۱
ناز در باقی کن اکنون کان گذشت
ور چنان دانی تو چونان نیستم ۲
من همی دانم که دیگر گونه
تا بدین حد نیز نادان نیستم ۳
گفتی از عشقم پشمیانی، بلی
در پیشمانی پشیمان نیستم ۴
دل بدادم جان همی خواهی کنون؟
بنده ام لیکن بفرمان نیستم ۵
خواستم کردن نثار پای تو
لیکن اکنون بر سر آن نیستم ۶
تیز کردی بر دلم دندان برو
من حریفی آبدندان نیستم ۷
چند گوئی رو دگر یاری بگیر
گر نگیرم پس مسلمان نیستم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - بامن ایدوست ستمگر چو جهانی چکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - طره بخت را بشانه زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.