خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که هرچند در جستجوی اوست، اما به وصال نمیرسد. او از دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و اینکه حتی با وجود ناامیدی، دست از عشق او نمیشوید. شاعر همچنین از سادگی دل خود و طمع به بوسههای معشوق یاد میکند و در پایان، از آتش عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق نافرجام و اشتیاق شدید نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۳ - وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
وصل تو نمی یابم چندانکه همیجویم
خود می نرسم در تو چندانکه همیپویم ۱
با روی تو و خویت روز و شبم اینکارست
دل در تو همی بندم دست از تو نمیشویم ۲
گفتی تو که باری می بین که چه میگوئی
چونین بنماندهم میدان که چه میگویم ۳
خود ننگرد اندرمن زو بوسه طمع دارم
چه ساده دلم الحق تا از که چه میجویم ۴
گرعشق وی آتش شد چونش بدهم برباد
ور چند ببرد آبم خاک قدم اویم ۵
خود می نرسم در تو چندانکه همیپویم ۱
با روی تو و خویت روز و شبم اینکارست
دل در تو همی بندم دست از تو نمیشویم ۲
گفتی تو که باری می بین که چه میگوئی
چونین بنماندهم میدان که چه میگویم ۳
خود ننگرد اندرمن زو بوسه طمع دارم
چه ساده دلم الحق تا از که چه میجویم ۴
گرعشق وی آتش شد چونش بدهم برباد
ور چند ببرد آبم خاک قدم اویم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - در رخ یار خویشتن خندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.