خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و دلسوزی خود در عشق سخن میگوید. او از روزگار و یار ناسازگار شکایت دارد و بیان میکند که عشق و شرایط زندگی آنگونه که انتظار داشت نبوده است. همچنین، از بیاختیاری و زنده ماندن در غم هجران ابراز ناراحتی میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دلسوزی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۱ - آه که امید من بیار نه این بود
آه که امید من بیار نه این بود
لایق آن روی چون نگار نه این بود ۱
هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت
جور فزودست و در شمار نه این بود ۲
رفته بر دشمنم قرار گرفتست
با من دل سوخته قرار نه این بود ۳
نوبت آن روزگار رفت که مارا
عشق نه زین دست بود و یار نه این بود ۴
عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بود
یارنه این بود و روزگار نه این بود ۵
از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبت
زنده بماندیم و اختیار نه این بود ۶
لایق آن روی چون نگار نه این بود ۱
هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت
جور فزودست و در شمار نه این بود ۲
رفته بر دشمنم قرار گرفتست
با من دل سوخته قرار نه این بود ۳
نوبت آن روزگار رفت که مارا
عشق نه زین دست بود و یار نه این بود ۴
عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بود
یارنه این بود و روزگار نه این بود ۵
از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبت
زنده بماندیم و اختیار نه این بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - وه که دگرباره عشق دست برآورد
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.