خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد دل و اشکهایش سخن میگوید و به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند. او از عشق و تسلیم شدن در برابر آن صحبت میکند و از معشوق میخواهد که مانند گلی از پرده بیرون آید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۹ - دلم از دیده برون می آید
دلم از دیده برون می آید
چه دهم شرح که چون می آید ۱
حل شده دل زره دیده برفت
زان سرشکم همه خون می آید ۲
دل اگر خود همه از سنگ بود
به کف عشق زبون می آید ۳
یارب آن مه به چه ماند یارب
که هم از حلقه کنون می آید ۴
چشم خیره شود از طلعت او
کز در حجره درون می آید ۵
ایکه در رنگ و طراوت رخ تو
از گل و لاله فزون می آید ۶
خیز و از پرده برون آی تو نیز
که گل از پرده برون می آید ۷
چه دهم شرح که چون می آید ۱
حل شده دل زره دیده برفت
زان سرشکم همه خون می آید ۲
دل اگر خود همه از سنگ بود
به کف عشق زبون می آید ۳
یارب آن مه به چه ماند یارب
که هم از حلقه کنون می آید ۴
چشم خیره شود از طلعت او
کز در حجره درون می آید ۵
ایکه در رنگ و طراوت رخ تو
از گل و لاله فزون می آید ۶
خیز و از پرده برون آی تو نیز
که گل از پرده برون می آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - چرخ از من قرار من بستد
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - یار گرد وفا نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.