خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به عشق و بندگی به معشوق (یا خدا) اشاره میکند و بیان میکند که بدون او، زندگی پراکنده و بیمعناست. او از زندگی بدون معشوق شرمنده است و آن را ارزشمند نمیداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص و سبک شعری کلاسیک، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
شمارهٔ ۱۴۱ - دوری
بخدائی که پس از طاعت او
نیست چون خدمت تو بندگیی
که مرا بیتوهمه جمع شدست
هر کجا بود پراکندگیی
بی تو از زندگی خود خجلم
ورچه خود نیست چنان زندگیی
نیست چون خدمت تو بندگیی
که مرا بیتوهمه جمع شدست
هر کجا بود پراکندگیی
بی تو از زندگی خود خجلم
ورچه خود نیست چنان زندگیی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۰ - کبر و غرور
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴۲ - پایداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.