خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و یأس خود میگوید و بیان میکند که با وجود تلاشهایش، به آرزوهایش نرسیده است. او از معطیان و مخدومان (بخشندگان و اربابان) گله میکند که حتی کمترین کمک را به او نمیکنند. در نهایت، با لحنی غمگین و سرخورده، از خود میپرسد که چگونه میتواند به آرزوهایش برسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با فضای ذهنی آنها سازگار نباشد. همچنین، لحن غمگین و انتقادی متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۱۲۴ - کام دل
چند گوئی که روز برنائی
دستی آخر بکام دل برزن
من بدین معطیان و مخدومان
که نیرزند دانه ارزن
دست چون برزنم بکامه دل
بچه دلگرمی آخر ای غرزن
دستی آخر بکام دل برزن
من بدین معطیان و مخدومان
که نیرزند دانه ارزن
دست چون برزنم بکامه دل
بچه دلگرمی آخر ای غرزن
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۳ - پوستین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۵ - تحفه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.