خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در برابر حکم عشق و غمهای ناشی از آن مینالد و از تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان خود سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم فلسفی مانند قضا و قدر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۵۷ - پیش رویت قمر نمیتابد
پیش رویت قمر نمیتابد
خور ز حکم تو سر نمیتابد ۱
نیکویی خوی کن که نرگس مست
... ۲
...
زهره وقت سحر نمیتابد ۳
آتش اندر درون شب بنشست
که تنورم مگر نمیتابد ۴
بار عشقت کجا کشد دل من
که قضا و قدر نمیتابد ۵
ناوک غمزه بر دل سعدی
مزن ای جان چو بر نمیتابد ۶
خور ز حکم تو سر نمیتابد ۱
نیکویی خوی کن که نرگس مست
... ۲
...
زهره وقت سحر نمیتابد ۳
آتش اندر درون شب بنشست
که تنورم مگر نمیتابد ۴
بار عشقت کجا کشد دل من
که قضا و قدر نمیتابد ۵
ناوک غمزه بر دل سعدی
مزن ای جان چو بر نمیتابد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۶ - فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸ - مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.