خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی و شاعرانه، بیانگر عشق و اشتیاق شدید به معشوق الهی است. شاعر از دوری معشوق رنج می‌برد و جهان را بدون او تاریک می‌بیند. او از عقل کلی و ذات معشوق به عنوان آینه‌ای که چهره دوستان را نشان می‌دهد، سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۰۴ - دوری

بخدائی که عقل کلی را
بر درش سر بر آستان دیدم

از پی وصف حضرت عزش
دهن نطق بی زبان دیدم

که من از دوری تو دور از تو
بی تکلف هلاک جان دیدم

در دل از اشتیاق خدمت تو
شعله ها تا بآسمان دیدم

غیبت تو نه آن اثرها کرد
که توان گفت مثل آن دیدم

دوستانرا که پیش طلعت تو
دسته دسته زمان زمان دیدم

هست ماهی خدای میداند
که اگر از یکی نشان دیدم

بود ذات تو همچو آینه
کاندران روی دوستان دیدم

بیتو تاریک شد جهان بر من
که برویت همه جهان دیدم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۳ - سوزیان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۵ - خلعت خاص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.