خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات خود نسبت به معشوق یا مخدومش میپردازد. او از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید و از بیوفایی و دوری معشوق شکایت دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند بهار و خزان، گل و خیال، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۶۳ - خطاب بفخر الدین
دعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین
همی رسانم اگر آمد او زدریا بار ۱
ربیع آمد لیکن ربیع ما نامد
توئی ربیع ربیع جهان خزان انگار ۲
بجان تو که اگر شرح اشتیاق دهم
زصد یکی نشود گفته درد وصد طومار ۳
توئی ربیع دل ما ولی چو گل بدعهد
که بی ثبات بود عهد تو بوقت بهار ۴
خیال تست شب و روز پیش دیده من
چنانکه گوئی گشتست در دو دیده نگار ۵
چو مدتی است که از تو نیافتم تشریف
همی ندانم تا چیست موجب آزار ۶
بدیع باشد این از رفیع رای ربیع
که بی سبب زچو من دوستی شود بیزار ۷
مکن اگر چه حریفان تو خودبسی داری
زدوستان کهن نیز گه گهی یاد آر ۸
همی رسانم اگر آمد او زدریا بار ۱
ربیع آمد لیکن ربیع ما نامد
توئی ربیع ربیع جهان خزان انگار ۲
بجان تو که اگر شرح اشتیاق دهم
زصد یکی نشود گفته درد وصد طومار ۳
توئی ربیع دل ما ولی چو گل بدعهد
که بی ثبات بود عهد تو بوقت بهار ۴
خیال تست شب و روز پیش دیده من
چنانکه گوئی گشتست در دو دیده نگار ۵
چو مدتی است که از تو نیافتم تشریف
همی ندانم تا چیست موجب آزار ۶
بدیع باشد این از رفیع رای ربیع
که بی سبب زچو من دوستی شود بیزار ۷
مکن اگر چه حریفان تو خودبسی داری
زدوستان کهن نیز گه گهی یاد آر ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۲ - خطاب بشهاب الدین که یکی دیگر از دوستان اوست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.