خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رفتن ستارهای آتشین (کوکب) سخن میگوید که باعث لرزش لبهایش شده است. او از تب خود به عنوان تنها دلگرمی در رنجهایش یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'تب' به عنوان دلگرمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۶۹ - تا رفت ببرج آتشی کوکب من
تا رفت ببرج آتشی کوکب من
از لرزه بهم نیاید لب من ۱
خوشوقت تبم که درگه رنج مرا
دلگرمی من نکرد الا تب من ۲
از لرزه بهم نیاید لب من ۱
خوشوقت تبم که درگه رنج مرا
دلگرمی من نکرد الا تب من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - چون عاقبت الامر بباید مردن
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - یکچند چراغ آرزوها پف کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.