خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بر سر خاک دوستش میگرید و از چشمانش اشک مانند گلاب بر برگهای سمن میریزد. او از دوستش میخواهد که گریه نکند و به کسی که او را به گریه انداخته است، اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و گریه ممکن است برای برخی از سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۵۵۴ - دی بر سر خاک دوستی دلبر من
دی بر سر خاک دوستی دلبر من
از دیده گلاب ریخت بر برگ سمن ۱
گفتم مگری ندا کن آنرا که ترا
آورد بگریه تا زند چاک کفن ۲
از دیده گلاب ریخت بر برگ سمن ۱
گفتم مگری ندا کن آنرا که ترا
آورد بگریه تا زند چاک کفن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - باد سحری دوش من و یک دو سه تن
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - نتوان سخن از دهان تنکت گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.