خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دوری یار محبوبش که روشنی چشم و مایه آرامش اوست، ابراز ناراحتی میکند و میگوید از همان روزی که جانش به یار پیوست، فهمید که چشمانش از دیدن روی او محروم خواهد بود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک عمیقتر آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۴۹ - دوری ز من ای یار پسندیده من
دوری ز من ای یار پسندیده من
وی روشنی دیده غمدیده من ۱
آنروز که جان من شدی دانستم
کز روی تو محروم بود دیده من ۲
وی روشنی دیده غمدیده من ۱
آنروز که جان من شدی دانستم
کز روی تو محروم بود دیده من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - دی گفت مرا یکی که ای عهد شکن
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - خواهی که شوی با طرب و عیش قرین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.