خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر در ابیات مختلف، عشق خود را به معشوق و وابستگی شدیدش به او را توصیف میکند. او از غم هجران و شوق دیدار معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام جهان برایش در گرو عشق معشوق است. شاعر حتی مرگ را نیز با دیدار معشوق در روز قیامت شیرین میداند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و قیامت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۵ - آب حیات من است خاک سر کوی دوست
آب حیات من است خاک سر کوی دوست
گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست ۱
ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست ۲
داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار
مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست ۳
دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا
گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست ۴
گر متفرق شود خاک من اندر جهان
باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست ۵
گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل
روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست ۶
هر غزلم نامهایست صورت حالی در او
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست ۷
لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر
سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست ۸
گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست ۱
ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست ۲
داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار
مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست ۳
دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا
گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست ۴
گر متفرق شود خاک من اندر جهان
باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست ۵
گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل
روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست ۶
هر غزلم نامهایست صورت حالی در او
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست ۷
لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر
سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۴ - مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶ - شادی به روزگار گدایان کوی دوست
نظرها و حاشیه ها
۱
معنی شعر رو بگید لطفاً ممنون