خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این ابیات از گذران عمر خود در لهو و لعب و بازیهای دنیوی ابراز پشیمانی میکند. او اشاره میکند که قلبش از همه شاطران (یاران و دوستان) پیشی گرفته و در نهایت، با وجود نظارهگری بر جهان، از آن کافرانه بهرهای نبرده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۸۶ - در لهو و لعب عمر بسر برد دلم
در لهو و لعب عمر بسر برد دلم
گوی از همه شاطران بدر برد دلم ۱
یکچند نظاره جهان کرد ولیک
زو کافرم ار حظ نظر برد دلم ۲
گوی از همه شاطران بدر برد دلم ۱
یکچند نظاره جهان کرد ولیک
زو کافرم ار حظ نظر برد دلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - هر چند بر نهال دانش رفتم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - گر دل بهوای گوهر و در ندهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.