خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد دوری معشوق مینالد. او خطاب به معشوق میگوید که تا زندهام، ای بت خوشخط و خال، به حال مسکین من ترحم نکن. زیرا پس از آنکه پروانه در آتش عشق بسوزد، اشکهای شمع (معشوق) در طول سال هیچ سودی برایش ندارد.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۵۳ - در حال حیاتم ای بت مشکین خال
در حال حیاتم ای بت مشکین خال
هرگز نکنی یاد من مسکین حال ۱
ز آنپس که شود سوخته پروانه چه سود
گر شمع بر او اشک فشاند همه سال ۲
هرگز نکنی یاد من مسکین حال ۱
ز آنپس که شود سوخته پروانه چه سود
گر شمع بر او اشک فشاند همه سال ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - هم عاشق آنروی چو مه دارم دل
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - در پای گل از دست منه ساغر مل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.