خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذر سریع عمر و نزدیک شدن به پایان زندگی خود ابراز تاسف میکند و از خواننده میخواهد تا ارزش عمر را بداند، زیرا بازگشت دوباره آن ممکن نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی درباره مرگ و گذر زمان است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۴۵۰ - افسوس که آفتاب عمرم بزوال
افسوس که آفتاب عمرم بزوال
نزدیک رسید و دیده در خواب و خیال ۱
بشناس دلا قیمت اینعمر که هست
باز آمدن عمر دگر باره محال ۲
نزدیک رسید و دیده در خواب و خیال ۱
بشناس دلا قیمت اینعمر که هست
باز آمدن عمر دگر باره محال ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - خواهد شدن از تن نظر جان زایل
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - تا مردم چشم پر نمم روز وصال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.