خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و هجران سخن میگوید و بیان میکند که چقدر مشتاق دیدار معشوق است و از درد فراق رنج میبرد. او اشاره میکند که دلش به سوی معشوق میرود، در حالی که خودش در حیرت و سردرگمی است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق و هجران است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۳۹۸ - دارم هوس وصل تو چندانکه مپرس
دارم هوس وصل تو چندانکه مپرس
وان میکشم از هجر تو بر جان که مپرس ۱
دل نزد تو میآید و من میگفتم
چندانش بپرس از من حیران که مپرس ۲
وان میکشم از هجر تو بر جان که مپرس ۱
دل نزد تو میآید و من میگفتم
چندانش بپرس از من حیران که مپرس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - لعل تو که آفرینش گوید همه کس
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - خواهی که شوی ای بصفت خیر الناس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.