خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که در آن عشق الهی و عشق به معشوق زمینی به زیبایی بیان شده است. شاعر در این شعر به مفاهیمی مانند لطف خداوند، عشق حقیقی، صبر در برابر سختیها و رضایت از قضای الهی اشاره میکند. او همچنین به اهمیت خدمت به معشوق و پذیرش تقدیر الهی تأکید مینماید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و نیاز به تفسیر و توضیح بیشتر داشته باشد.
غزل ۹۳ - یار من آن که لطف خداوند یار اوست
یار من آن که لطف خداوند یار اوست
بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست ۱
دریای عشق را به حقیقت کنار نیست
ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست ۲
در عهد لیلی این همه مجنون نبودهاند
وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست ۳
صاحبدلی نماند در این فصل نوبهار
الا که عاشق گل و مجروح خار اوست ۴
دانی کدام خاک بر او رشک میبرم
آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست ۵
باور مکن که صورت او عقل من ببرد
عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست ۶
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند
ما را نظر به قدرت پروردگار اوست ۷
اینم قبول بس که بمیرم بر آستان
تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست ۸
بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک
آن را که صبر نیست محبت نه کار اوست ۹
سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش
عبد آن کند که رای خداوندگار اوست ۱۰
بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست ۱
دریای عشق را به حقیقت کنار نیست
ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست ۲
در عهد لیلی این همه مجنون نبودهاند
وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست ۳
صاحبدلی نماند در این فصل نوبهار
الا که عاشق گل و مجروح خار اوست ۴
دانی کدام خاک بر او رشک میبرم
آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست ۵
باور مکن که صورت او عقل من ببرد
عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست ۶
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند
ما را نظر به قدرت پروردگار اوست ۷
اینم قبول بس که بمیرم بر آستان
تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست ۸
بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک
آن را که صبر نیست محبت نه کار اوست ۹
سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش
عبد آن کند که رای خداوندگار اوست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲ - کس به چشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.