خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از دیدار دوستش که با لبخند و زیبایی خاصی وارد شده است، سخن می‌گوید. او از عشق و وفاداری و همچنین از ناراحتی‌های ناشی از بی‌وفایی دوستش می‌گوید. در پایان، شاعر از دوستش می‌خواهد که دعای او را بشنود.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹۰ - سرمست درآمد از درم دوست

سرمست درآمد از درم دوست
لب خنده زنان چو غنچه در پوست ۱

چون دیدمش آن رخ نگارین
در خود به غلط شدم که این اوست ۲

رضوان در خلد باز کردند
کز عطر مشام روح خوش بوست ۳

پیش قدمش به سر دویدم
در پای فتادمش که ای دوست ۴

یک باره به ترک ما بگفتی
زنهار نگویی این نه نیکوست ۵

بر من که دلم چو شمع یکتاست
پیراهن غم چو شمع ده توست ۶

چشمش به کرشمه گفت با من
در نرگس مست من چه آهوست ۷

گفتم همه نیکوییست لیکن
اینست که بی‌وفا و بدخوست ۸

بشنو نفسی دعای سعدی
گر چه همه عالمت دعاگوست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۹ - بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
گوهر بعدی:غزل ۹۱ - سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.