خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از قلم سیاه (خامه قیراندود) شکایت میکند که راز دلش را به دوست و دشمن آشکار کرده است. او تصمیم میگیرد زبان قلم را ببرد تا ساکت شود، اما پس از این کار، قلم حتی فصیحتر از قبل سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم انتزاعی و تمثیلی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'خامه قیراندود' و 'بریدن زبان قلم' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۳۳۳ - فریاد مرا ز خامه قیر اندود
فریاد مرا ز خامه قیر اندود
کو راز دلم بدشمن و دوست نمود ۱
گفتم که زبانش ببرم گنگ شود
ببریدم از آن فصیحتر گشت که بود ۲
کو راز دلم بدشمن و دوست نمود ۱
گفتم که زبانش ببرم گنگ شود
ببریدم از آن فصیحتر گشت که بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - صد ره دلم ار مهر از و برگیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - در عالم توحید کسی راه برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.