خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر حالتی از مستی و عشق را توصیف میکند که در آن جان از شدت شور و هیجان به فریاد آمده و در لحظهای که جام می به دستشان داده میشد، از همه طرف صدای نوشیدن و شادی به گوش میرسید.
محتوا شامل مفاهیمی مانند عشق و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیقتر این متن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۳۱۸ - آن دم که خم عشق بجوش آمده بود
آن دم که خم عشق بجوش آمده بود
جان از سر مستی بخروش آمده بود ۱
روزی که بما کاسه می میدادند
از هر طرفی صدای نوش آمده بود ۲
جان از سر مستی بخروش آمده بود ۱
روزی که بما کاسه می میدادند
از هر طرفی صدای نوش آمده بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - شادانکه غم زمانه بر دل ننهاد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - هر کو بخرد نیک ز بد بشناسند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.