خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از روزگار میخواهد که پیش از مرگ، اندکی آرامش و شادی به او ببخشد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند غم، مرگ و گذرا بودن زندگی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۲۳۹ - بر آتش غم بکام دل روزی چند
بر آتش غم بکام دل روزی چند
خواهیم زد آب با دل افروزی چند ۱
زان پیش که بر باد دهد دست اجل
گرد از سر خاک ما جگر سوزی چند ۲
خواهیم زد آب با دل افروزی چند ۱
زان پیش که بر باد دهد دست اجل
گرد از سر خاک ما جگر سوزی چند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - ایدل فلکت گر چه زبون میدارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - باد از رخ گل چو برقع نازکشاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.