خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و عرفان سخن می‌گوید و از غم و شوریدگی خود در برابر معشوقه‌ای زیبا و جذاب می‌نالد. او از خرابات و می‌نوشی به عنوان نماد عرفان یاد می‌کند و از محتسب شهر می‌خواهد که در مجلس او سنگ نیندازد، زیرا جام او مقدس است. شاعر همچنین از رازداری در مورد نام معشوقه و درد پنهانی خود سخن می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم پیچیده مانند خرابات و عرفان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۷۷ - بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است ۱

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
ما را غمت ای ماه پری چهره تمام است ۲

برخیز که در سایه سروی بنشینیم
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیام است ۳

دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
وان خال بناگوش مگر دانه دام است ۴

با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است ۵

با محتسب شهر بگویید که زنهار
در مجلس ما سنگ مینداز که جام است ۶

غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است ۷

دردا که بپختیم در این سوز نهانی
وان را خبر از آتش ما نیست که خام است ۸

سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان
چون در نظر دوست نشینی همه کام است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۶ - یارا بهشت صحبت یاران همدمست
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - امشب به راستی شب ما روز روشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.