خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به بیان ارزش دوستی و عشق میپردازد و تأکید میکند که عیبیابی دوستان هنر است، نه گوش دادن به سخنان دشمنان. همچنین، عشق و محبت از درون انسان سرچشمه میگیرد و قابل مقایسه با چیزی نیست. متن به زیبایی و لطافت دوست اشاره میکند و بیان میکند که انسان بدون معنی و هدف، مانند درختی بیثمر است. در نهایت، عشق پردهدر است و نمیتوان آن را پنهان کرد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و آنها را درک کنند.
غزل ۶۵ - عیب یاران و دوستان هنر است
عیب یاران و دوستان هنر است
سخن دشمنان نه معتبر است ۱
مهر مهر از درون ما نرود
ای برادر که نقش بر حجر است ۲
چه توان گفت در لطافت دوست
هر چه گویم از آن لطیفتر است ۳
آن که منظور دیده و دل ماست
نتوان گفت شمس یا قمر است ۴
هر کسی گو به حال خود باشید
ای برادر که حال ما دگر است ۵
تو که در خواب بودهای همه شب
چه نصیبت ز بلبل سحر است ۶
آدمی را که جان معنی نیست
در حقیقت درخت بیثمر است ۷
ما پراکندگان مجموعیم
یار ما غایب است و در نظر است ۸
برگ تر خشک میشود به زمان
برگ چشمان ما همیشه تر است ۹
جان شیرین فدای صحبت یار
شرم دارم که نیک مختصر است ۱۰
این قدر دون قدر اوست ولیک
حد امکان ما همین قدر است ۱۱
پرده بر خود نمیتوان پوشید
ای برادر که عشق پرده در است ۱۲
سعدی از بارگاه قربت دوست
تا خبر یافتهست بیخبر است ۱۳
ما سر اینک نهادهایم به طوع
تا خداوندگار را چه سر است ۱۴
سخن دشمنان نه معتبر است ۱
مهر مهر از درون ما نرود
ای برادر که نقش بر حجر است ۲
چه توان گفت در لطافت دوست
هر چه گویم از آن لطیفتر است ۳
آن که منظور دیده و دل ماست
نتوان گفت شمس یا قمر است ۴
هر کسی گو به حال خود باشید
ای برادر که حال ما دگر است ۵
تو که در خواب بودهای همه شب
چه نصیبت ز بلبل سحر است ۶
آدمی را که جان معنی نیست
در حقیقت درخت بیثمر است ۷
ما پراکندگان مجموعیم
یار ما غایب است و در نظر است ۸
برگ تر خشک میشود به زمان
برگ چشمان ما همیشه تر است ۹
جان شیرین فدای صحبت یار
شرم دارم که نیک مختصر است ۱۰
این قدر دون قدر اوست ولیک
حد امکان ما همین قدر است ۱۱
پرده بر خود نمیتوان پوشید
ای برادر که عشق پرده در است ۱۲
سعدی از بارگاه قربت دوست
تا خبر یافتهست بیخبر است ۱۳
ما سر اینک نهادهایم به طوع
تا خداوندگار را چه سر است ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴ - این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است
گوهر بعدی:غزل ۶۶ - هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.