خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد فراق یار میگوید و با تصویرگریهای زیبا، مانند چرخش خورشید در آسمان و ریختن خون دل در طشت نیلی، غم و ستم روزگار را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.
شماره ۹۸ - بر اوج فلک دوش چو خورشید بگشت
بر اوج فلک دوش چو خورشید بگشت
بر من ز فراق یار دانی چه گذشت ۱
گردون ستمکاره بتیغ خورشید
خون دل من ریخت درین نیلی طشت ۲
بر من ز فراق یار دانی چه گذشت ۱
گردون ستمکاره بتیغ خورشید
خون دل من ریخت درین نیلی طشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷ - بر عارض آن بت که توان تن ازوست
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.