خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج درونی خود میگوید که مانند سوختن جگر و استخوانهاست. او اشکهایش را مانند شمعی که میسوزد توصیف میکند و دلیل این اشکها را سوختن جانش میداند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و توصیف درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات معمولاً به بلوغ عاطفی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۶۲ - از تاب جگر دوش روانم میسوخت
از تاب جگر دوش روانم میسوخت
خون دل و مغز استخوانم میسوخت ۱
میسوختم و اشک همی ریخت چو شمع
و آن اشکم ازان بود که جانم میسوخت ۲
خون دل و مغز استخوانم میسوخت ۱
میسوختم و اشک همی ریخت چو شمع
و آن اشکم ازان بود که جانم میسوخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - امروز کسی که شهره در شیر دلیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.