خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از سعدی بیانگر درد و رنج عشق و فراق است. شاعر از عشق نافرجام و جدایی از معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را از طریق تصاویر شاعرانه مانند زندان عشق، بوستان، و کوه الوند بیان می‌کند. او از شکستن پیمان و دل‌شکستگی می‌گوید، اما همچنان به معشوق وفادار است و آرزوی دیدار او را دارد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

غزل ۶۰ - شب فراق که داند که تا سحر چند است

شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است ۱

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است ۲

پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است ۳

قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است ۴

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است ۵

بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکنده‌ست ۶

خیال روی تو بیخ امید بنشانده‌ست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکنده‌ست ۷

عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکند است ۸

اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکند است ۹

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دستها که ز دست تو بر خداوند است ۱۰

فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است ۱۱

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹ - آن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ست
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.