خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نارضایتی خود از تقدیر و سرنوشت سخن میگوید و بیان میکند که هر سعادتی که در خواب جستجو میکند، با بدبختی همراه است. او از عقل خود میپرسد چرا چنین میشود و عقل پاسخ میدهد که باید از جور تقدیر نالید، چرا که این تقدیر است که اهل تمییز را در هر لحظه به شور و هیجان وا میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند تقدیر و سرنوشت ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
شماره ٨٨٢ - هرگز این آسمان سرگردان
هرگز این آسمان سرگردان
بمرادم نمیکند دوری ۱
هر سعادت که جست فی الحالم
او ز طوری فکند با طوری ۲
و آن شقاوت که بود طالب غیر
بمنش ره نمود بر فوری ۳
بارها بودم اندرین فکرت
که چرا میکند چنین جوری ۴
عقل گفتا منال از جورش
ور چه در دل همیکند غوری ۵
زانکه گرداند اهل تمییزی
هر دمی بشکفاندت شوری ۶
بمرادم نمیکند دوری ۱
هر سعادت که جست فی الحالم
او ز طوری فکند با طوری ۲
و آن شقاوت که بود طالب غیر
بمنش ره نمود بر فوری ۳
بارها بودم اندرین فکرت
که چرا میکند چنین جوری ۴
عقل گفتا منال از جورش
ور چه در دل همیکند غوری ۵
زانکه گرداند اهل تمییزی
هر دمی بشکفاندت شوری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨٨١ - همی گفتم از راه ضجرت شبی
گوهر بعدی:شماره ٨٨٣ - هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.