خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از عشق و شیدایی خود نسبت به او میسراید. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند درختان، آتش و پرندگان برای توصیف زیبایی معشوق استفاده میکند. همچنین، او از درد فراق و عشق بیپایان خود میگوید و بیان میکند که این احساسات را نمیتوان از دیگران پنهان کرد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و فراق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۱ - آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است
آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است
وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است ۱
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است ۲
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب است ۳
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است ۴
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
نه که از نالهٔ مرغان چمن در طرب است ۵
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است ۶
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
گر چه راهم نه به اندازهٔ پای طلب است ۷
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
اجلم میکشد و درد فراقش سبب است ۸
سخن خویش به بیگانه نمییارم گفت
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است ۹
لیکن این حال محال است که پنهان ماند
تو زره میدری و پرده سعدی قصب است ۱۰
وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است ۱
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است ۲
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب است ۳
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است ۴
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
نه که از نالهٔ مرغان چمن در طرب است ۵
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است ۶
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
گر چه راهم نه به اندازهٔ پای طلب است ۷
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
اجلم میکشد و درد فراقش سبب است ۸
سخن خویش به بیگانه نمییارم گفت
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است ۹
لیکن این حال محال است که پنهان ماند
تو زره میدری و پرده سعدی قصب است ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - آن ماه دوهفته در نقاب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.