شاعر در این متن به بیان تواناییهای خود در شعر و مدح میپردازد و اشاره میکند که طبعش در مدح چنان بالنده شده که حتی سیارات مانند عطارد و مشتری نیز از نکتههایش بهره میبرند. او همچنین از ناسازگاری روزگار و اجبار به شاعری سخن میگوید و تأکید میکند که بدون لطف محمود (احتمالاً اشاره به سلطان محمود غزنوی)، عنصری شایسته مدحسرایی نیست.
این متن به دلیل استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی پیچیده و نیاز به درک عمیق از تاریخ و ادبیات فارسی، برای مخاطبان با سنین پایین ممکن است نامفهوم باشد. همچنین، درک مفاهیمی مانند مدحسرایی و ناسازگاری روزگار نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ٨۶٨ - منم آنکه در مدحتت طبع من
سپهر ازرقی گشت و مهر انوری ۱
عطارد شود نکته های مرا
ببازار دانش بجان مشتری ۲
بهر سو که روی آورم اهل فضل
گذارند با من سخن گستری ۳
ز ناسازگاری گردون دون
بگردن در آمد مرا شاعری ۴
و گر نه ز محمود نه لایقست
بمدحت سرائی شدن عنصری ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.