خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و ستایشآمیز است که در آن شاعر از نسیم باد شمال میخواهد تا به درگاه یک امیر عادل و بزرگ برسد و پیام عشق و احترام او را برساند. شاعر در این شعر از تشبیهات زیبا مانند عنقا، شهباز، طاووس و همای استفاده کرده و خود را ذرهای در مقابل آفتاب وجود آن امیر میداند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن به دانش ادبی و بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از تشبیهات و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ٨۶۵ - گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال
گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال
بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای ۱
امیر عالم عادل که غیر او نرسید
ز خسروان جهان کس درین سپنج سرای ۲
به بی نظیری عنقا و همت شهباز
بدلفریبی طاوس و فرخی همای ۳
ز رهبری سعادت همانزمان که رسی
بدان خجسته جناب ای نسیم روح افزای ۴
نخست بوسه ده آن آستان عالی را
بس آنکه از در تقریر اشتیاق درای ۵
نیاز ابن یمین عرضه کن بشرط ادب
بگوی کای مه و مهرت خجل ز روی و زرای ۶
تو آفتابی و من ذره هوا دارت
چو آفتاب سوی ذره التفات نمای ۷
بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای ۱
امیر عالم عادل که غیر او نرسید
ز خسروان جهان کس درین سپنج سرای ۲
به بی نظیری عنقا و همت شهباز
بدلفریبی طاوس و فرخی همای ۳
ز رهبری سعادت همانزمان که رسی
بدان خجسته جناب ای نسیم روح افزای ۴
نخست بوسه ده آن آستان عالی را
بس آنکه از در تقریر اشتیاق درای ۵
نیاز ابن یمین عرضه کن بشرط ادب
بگوی کای مه و مهرت خجل ز روی و زرای ۶
تو آفتابی و من ذره هوا دارت
چو آفتاب سوی ذره التفات نمای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨۶۴ - گر تو بر سهل و ممتنع خواهی
گوهر بعدی:شماره ٨۶۶ - مرا در خفیه دی میگفت یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.