خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به انتقاد از غفلت و نادانی انسان در زندگی میپردازد، هشدار میدهد که عمر به سرعت میگذرد و انسان باید برای آخرت خود توشهای فراهم کند. همچنین توصیه میکند که از دشمنی با دیگران پرهیز کرده و به صلح روی آورد. در نهایت، بر بیثباتی دنیا و اهمیت دوری از حرص و طمع تأکید دارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، پیامهای آن بیشتر مناسب افرادی است که تجربهای از زندگی دارند و میتوانند از اندرزهای آن بهره ببرند.
شماره ٨۵٠ - عمری به غفلت ای دل نادان گذاشتی
عمری به غفلت ای دل نادان گذاشتی
بر عقل خود وساوس شیطان گماشتی ۱
مغرور خود مباش که من فرض کرده ام
کایوان و قصر خویش به کیوان فراشتی ۲
آخر نه روزکی دو سه چون بگذرد برین
رفتی و کار خویش به یاران گذاشتی ۳
در کشتزار آخرت اندر حیات خویش
تخمی که حاصل دهد آنرا نکاشتی ۴
آنها که با تو جنگ سکالند در جهان
رو باز گرد از در ایشان بآشتی ۵
احوال دهر چون گذرانست پس چرا
دشوار روزگار خود اینسان بداشتی ۶
گردی چو ابن یمین فارغ از جهان
بر لوح دل گر آیت حرمان نگاشتی ۷
بر عقل خود وساوس شیطان گماشتی ۱
مغرور خود مباش که من فرض کرده ام
کایوان و قصر خویش به کیوان فراشتی ۲
آخر نه روزکی دو سه چون بگذرد برین
رفتی و کار خویش به یاران گذاشتی ۳
در کشتزار آخرت اندر حیات خویش
تخمی که حاصل دهد آنرا نکاشتی ۴
آنها که با تو جنگ سکالند در جهان
رو باز گرد از در ایشان بآشتی ۵
احوال دهر چون گذرانست پس چرا
دشوار روزگار خود اینسان بداشتی ۶
گردی چو ابن یمین فارغ از جهان
بر لوح دل گر آیت حرمان نگاشتی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨۴٩ - صحبت صاحبنظر باید که باشد با دو کس
گوهر بعدی:شماره ٨۵١ - عزیزی مرا گفت بر گو چه حالست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.