خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که اگر پنج روز به اجبار در راه ناسزا میزد، نباید پنداشت که این کار اختیاری بوده است. او سپس به وضعیت خود اشاره میکند که وقتی خورشید دولت غروب میکند، چراغی از روی ناچاری میسازد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ٧٧٨ - اگر من پنج روزی بالضروره
اگر من پنج روزی بالضروره
براه ناسزائی میزدم پی ۱
مپندارید کان بود اختیاری
که هست اندر مثل آخر دوا کی ۲
مرا خورشید دولت چون فروشد
چراغی ساختم ناچار از وی ۳
براه ناسزائی میزدم پی ۱
مپندارید کان بود اختیاری
که هست اندر مثل آخر دوا کی ۲
مرا خورشید دولت چون فروشد
چراغی ساختم ناچار از وی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٧٧٧ - ابن یمین منم که بآیات بینات
گوهر بعدی:شماره ٧٧٩ - الا ای نسیم صبا از ره لطف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.