خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شخصی به نام «معرف» نزد «آصف» میرود و فصلی ستوده میخواند. او امیدوار است که با این کار، توجه و لطف آصف را جلب کند. اما آصف، که تحسینهای معرف را بیاساس میداند، به او تذکر میدهد که تحسینهای بیجا فایدهای ندارد و مانند این است که بز را با گدازه فربه کنند، که کاری بیهوده است.
این متن دارای مفاهیم انتقادی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ٧۵۶ - دی معرف به پیش آصف عهد
دی معرف به پیش آصف عهد
خواند فصلی ستوده که و مه ۱
طمع خام او بر آنش داشت
که مگر پخته کرد نان فره ۲
خواجه را خود دهن بتحسینش
همچو سوفار بود پر از زه ۳
گفت ناگه معرف ای خواجه
سبحه آفرین ز دست بنه ۴
گه گهی نیز میکن احسانی
گر چه تحسینت هست ز احسان به ۵
ز آنکه دیریست تا مثل زده اند
نشود بز بگدگدی فربه ۶
خواند فصلی ستوده که و مه ۱
طمع خام او بر آنش داشت
که مگر پخته کرد نان فره ۲
خواجه را خود دهن بتحسینش
همچو سوفار بود پر از زه ۳
گفت ناگه معرف ای خواجه
سبحه آفرین ز دست بنه ۴
گه گهی نیز میکن احسانی
گر چه تحسینت هست ز احسان به ۵
ز آنکه دیریست تا مثل زده اند
نشود بز بگدگدی فربه ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٧۵۵ - دی یکی گفت کابن یمین
گوهر بعدی:شماره ٧۵٧ - روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.