خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و علاقه‌ی خود به معشوق سخن می‌گوید، اما بیان می‌کند که به دلیل فقر و نداری قادر به ابراز کامل احساساتش نیست. او از غیرت و عشق خود می‌گوید و اینکه با وجود ضعف و ناتوانی، بار عشق را تحمل می‌کند. همچنین، از دوری معشوق و نگاه‌های دیگران به او ابراز نگرانی می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری قدیمی ممکن است برای نوجوانان نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶ - بنده وار آمدم به زنهارت

بنده وار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت ۱

متفق می‌شوم که دل ندهم
معتقد می‌شوم دگربارت ۲

مشتری را بهای روی تو نیست
من بدین مفلسی خریدارت ۳

غیرتم هست و اقتدارم نیست
که بپوشم ز چشم اغیارت ۴

گر چه بی طاقتم چو مور ضعیف
می‌کشم نفس و می‌کشم بارت ۵

نه چنان در کمند پیچیدی
که مخلص شود گرفتارت ۶

من هم اول که دیدمت گفتم
حذر از چشم مست خون خوارت ۷

دیده شاید که بی تو برنکند
تا نبیند فراق دیدارت ۸

تو ملولی و دوستان مشتاق
تو گریزان و ما طلبکارت ۹

چشم سعدی به خواب بیند خواب
که ببستی به چشم سحارت ۱۰

تو بدین هر دو چشم خواب آلود
چه غم از چشم‌های بیدارت ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۹۰۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵ - دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - مپندار از لب شیرین عبارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.