شاعر در این متن از اهمیت دانش و خرد سخن میگوید و تأکید میکند که اگر بخت یار و عقل راهنما باشد، سخنان ارزشمند مانند مروارید و مرجان در جان انسان نقش میبندد. او توصیه میکند که حتی اگر دشمن دوستنما باشد، نباید به او اعتماد کرد و باید از کمکهای الهی بهره برد. همچنین، شاعر بر صداقت و آشکارگی در خواستهها تأکید دارد و میگوید که اگر کسی از سخنان او خوشش نیاید، مسئولیتی متوجه شاعر نیست. در پایان، او اشاره میکند که نزد ابن یمین، خوبی و بدی یکسان است، زیرا او تنها به رحمت خداوند امید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۶۵٩ - بر تو پاشم ز بحر دانش خویش
سخنی همچو لؤلؤ و مرجان ۱
بخت اگر یار و عقل رهبر تست
بنگاریش چون الف در جان ۲
دشمنت را بهیچ رو منمای
گر چه او دوست کام گردد از آن ۳
تشنه میباش از خضر میپذیر
منت آب چشمه حیوان ۴
هر چه در آشکار باید خواست
عذر بر کردنش مکن پنهان ۵
ور نیاید پسندت این گفتار
بر تو کس را نمیرسد تاوان ۶
گر بدی از تو آید ار نیکی
نزد ابن یمین بود یکسان ۷
زآنکه او را بهیچ کس طمعی
نیست الا برحمت یزدان ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.