خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات خود نسبت به معشوق و جدایی از او سخن میگوید. او از غم و اندوه ناشی از این جدایی و ناتوانی در رسیدن به معشوق میگوید. همچنین، به ناامیدی و شکست خود اشاره کرده و از این که معشوق وفا نکرده اظهار تاسف میکند. در پایان، شاعر به این امید است که معشوق از رفتار خود توبه کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۳ - رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما ۱
برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک
هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما ۲
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی
ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما ۳
جرمی نکردهام که عقوبت کند ولیک
مردم به شرع مینکشد ترک مست ما ۴
شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد
باشد که توبهای بکند بت پرست ما ۵
سعدی نگفتمت که به سرو بلند او
مشکل توان رسید به بالای پست ما ۶
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما ۱
برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک
هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما ۲
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی
ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما ۳
جرمی نکردهام که عقوبت کند ولیک
مردم به شرع مینکشد ترک مست ما ۴
شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد
باشد که توبهای بکند بت پرست ما ۵
سعدی نگفتمت که به سرو بلند او
مشکل توان رسید به بالای پست ما ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.