خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از گروهی نامعلوم سخن میگوید که در وهم و خیال شکل گرفتهاند و سپس توسط روزگار از هم گسسته شدهاند. او این صحنه را بهچشم خود دیده و آن را به پراکنده شدن ستارگان تشبیه کرده است.
محتوا دارای مفاهیم انتزاعی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۵٩٣ - جمعی که در تصور اوهام نامدی
جمعی که در تصور اوهام نامدی
پروین صفت بریدن پیوندشان ز هم ۱
دیدم بچشم خویش که دستان روزگار
همچون بنات نعش پراکندشان ز هم ۲
پروین صفت بریدن پیوندشان ز هم ۱
دیدم بچشم خویش که دستان روزگار
همچون بنات نعش پراکندشان ز هم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵٩٢ - تا شنیدم که نو فراش شدی
گوهر بعدی:شماره ۵٩۴ - جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.