خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید، از دوری و فراق یار و غمهای ناشی از آن. او از یوسف و یعقوب به عنوان نمادهای رنج و امید یاد میکند و به علی (ع) و حسین (ع) اشاره میکند که گویا در غم آنان نیز سوگوار بوده است. با این حال، در پایان به امید و شکرگزاری روی میآورد و ابراز میکند که به آرزوهایش رسیده است.
متن دارای مضامین عرفانی و عاطفی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به دانش پیشینه دارد.
شماره ۵٩١ - پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
خود چه میگویم ز دل صد رنج بر جان داشتم ۱
یوسف مصر کرم را از تکسر شکوه ئی
بود و من یعقوب وش دل بیت احزان داشتم ۲
آن علی علم حسن سیرت علاءالدین حسین
کز غم او چشم و دل گریان و بریان داشتم ۳
بسکه بر خاطر ملالت بود مستولی مرا
همچو گنج آرامگه در کنج ویران داشتم ۴
از جفای چرخ چوکانی دل آزرده را
بر سر میدان غم چون گوی گردان داشتم ۵
گر چه بر من ز آن تکسر گشت رمزی آشکار
لیک چون خوش نامدم از خویش پنهان داشتم ۶
ور چه یکساعت نبودم دور ازو بی درد دل
لیکن از دیدار او امید درمان داشتم ۷
منت ایزد را که دیدم در زمان صحتش
گشته ایمن ز آنچه دل از وی هراسان داشتم ۸
بعد ازین شکرست چون ابن یمین کارم از آنک
حاصلم شد هر چه چشم آن ز یزدان داشتم ۹
گر بماضی شرح دادم اختصاص خود بدو
ظن مبر کانحال ماضی بد که من آن داشتم ۱۰
داشتم در دل هوای او و خواهم داشتن
تا ابد چون دائم او را رکن ایمان داشتم ۱۱
خود چه میگویم ز دل صد رنج بر جان داشتم ۱
یوسف مصر کرم را از تکسر شکوه ئی
بود و من یعقوب وش دل بیت احزان داشتم ۲
آن علی علم حسن سیرت علاءالدین حسین
کز غم او چشم و دل گریان و بریان داشتم ۳
بسکه بر خاطر ملالت بود مستولی مرا
همچو گنج آرامگه در کنج ویران داشتم ۴
از جفای چرخ چوکانی دل آزرده را
بر سر میدان غم چون گوی گردان داشتم ۵
گر چه بر من ز آن تکسر گشت رمزی آشکار
لیک چون خوش نامدم از خویش پنهان داشتم ۶
ور چه یکساعت نبودم دور ازو بی درد دل
لیکن از دیدار او امید درمان داشتم ۷
منت ایزد را که دیدم در زمان صحتش
گشته ایمن ز آنچه دل از وی هراسان داشتم ۸
بعد ازین شکرست چون ابن یمین کارم از آنک
حاصلم شد هر چه چشم آن ز یزدان داشتم ۹
گر بماضی شرح دادم اختصاص خود بدو
ظن مبر کانحال ماضی بد که من آن داشتم ۱۰
داشتم در دل هوای او و خواهم داشتن
تا ابد چون دائم او را رکن ایمان داشتم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵٩٠ - پیام داد بکس کیر اژدها پیکر
گوهر بعدی:شماره ۵٩٢ - تا شنیدم که نو فراش شدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.