خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر درد و رنج عشق و فراق است. شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز جز وصال معشوق نمیتواند آرامش را به او بازگرداند. او حتی از تلخی زهر فراق سخن میگوید و آرزو میکند که روزی بتواند در آغوش معشوق قرار گیرد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند زهر و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
غزل ۱۶ - تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا ۱
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا ۲
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا ۳
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا ۴
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا ۵
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا ۶
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا ۱
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا ۲
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا ۳
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا ۴
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا ۵
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵ - برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.