این متن به ناپایداری و بیثباتی زندگی و تقدیر انسانها میپردازد. اشاره میکند که گاه افراد دانا و دوراندیش با بدبختی مواجه میشوند، در حالی که برخی غافلان به شادی و موفقیت دست مییابند. متن تأکید دارد که خوشبختی و بدبختی به تفکر یا غفلت افراد بستگی ندارد، بلکه تقدیر و سرنوشت نقش اصلی را ایفا میکند. در پایان، عاقلان درمییابند که هیچکس بر سرنوشت خود کنترل ندارد و همه در دریای تقدیر غوطهورند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴٨١ - ای بسا فیلسوف کارآگاه
که بمردی ببرد کار از پیش ۱
چون رسیدش زمان آنکه خورد
نوش دولت زدش نحوست نیش ۲
وی بسا غافل زمانه که یافت
حظ وافر ز بخت بیش از پیش ۳
نیست نکبت ز غفلت مردم
نیست دولت ز فکر دور اندیش ۴
چون چنین است عاقلان دانند
که کسی را نخواسته است بخویش ۵
تیرها را غرض بود قربان
تا که را راست میرود از کیش ۶
نرهد کس بعقل ازین دریا
سر کشتی نزد کسی به سریش ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.