خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و نیاز به یار است. شاعر از عشق و اشتیاق فراوان خود سخن میگوید و از یار میخواهد که به او توجه کند. او از زندگی بدون یار ناراضی است و آرزو میکند که یارش بازگردد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند صبر، عشق، نیازمندی و تقدیر اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و نیازمندی نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند.
غزل ۷ - مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را ۱
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را ۲
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را ۳
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را ۴
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را ۵
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را ۶
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را ۷
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که بازبیند دیدار آشنا را ۸
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را ۹
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را ۱۰
سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را ۱۱
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را ۱
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را ۲
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را ۳
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را ۴
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را ۵
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را ۶
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را ۷
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که بازبیند دیدار آشنا را ۸
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را ۹
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را ۱۰
سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶ - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
گوهر بعدی:غزل ۸ - ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.