خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن درباره فردی است که به دیدار بزرگی میرود تا از صحبت با او بهرهای ببرد. یکی به او میگوید که این تلاش بیهوده است و چنین ارتباطی سودی ندارد و تنها باعث پشیمانی میشود. خردمند کسی را که هیچ سودی ندارد، مانند عدم میداند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند از این مفاهیم بهرهبرداری کنند.
شماره ٣٨١ - همی شد رهی دی بنزد بزرگی
همی شد رهی دی بنزد بزرگی
بدان تا دمی حق صحبت گذارد ۱
یکی گفت ضایع چرا میکنی عمر
چگونه کسی تخم در شوره کارد ۲
برو ترک او گیرو بنشین بکنجی
که این صحبت الا ندامت نیارد ۳
نه او خود رساند بتو هیچ خیری
نه شر کسی از تو هم باز دارد ۴
خردمند ازینگونه کس را که او هست
وجود و عدم هر دو یکسان شمارد ۵
بدان تا دمی حق صحبت گذارد ۱
یکی گفت ضایع چرا میکنی عمر
چگونه کسی تخم در شوره کارد ۲
برو ترک او گیرو بنشین بکنجی
که این صحبت الا ندامت نیارد ۳
نه او خود رساند بتو هیچ خیری
نه شر کسی از تو هم باز دارد ۴
خردمند ازینگونه کس را که او هست
وجود و عدم هر دو یکسان شمارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٨٠ - هر که دل بر اصابت خیرات
گوهر بعدی:شماره ٣٨٢ - هر چه رزق تو باشد ای درویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.