خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناملایمات روزگار و ستمهای فلک شکایت میکند و بیان میکند که با وجود رنجهای بسیار، تسلیم نمیشود. او از کسانی که با جهل و نادانی با او رفتار میکنند، دوری میگزیند و تنها به کسانی میل دارد که مهربانی و لطف دارند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ٣٣٣ - گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
بگمان هنر و فضل مشوش دارد ۱
وز کمان ستم چرخ اگر سوی دلم
ناوک غم گذرد بیلک آرش دارد ۲
ور بدان قصد که قربان کندم ترک فلک
گاه و بیگاه میان بسته بترکش دارد ۳
نکنم میل بدان کس که مرا دیده و دل
از سر جهل پر از آب وز آتش دارد ۴
نشود رام فلک و رچه بسی رنج کشد
هر که نفسی چو رهی توسن و سرکش دارد ۵
سرمه دیده کنم خاک کف پای کسی
که نسیم کرمش وقت مرا خوش دارد ۶
بگمان هنر و فضل مشوش دارد ۱
وز کمان ستم چرخ اگر سوی دلم
ناوک غم گذرد بیلک آرش دارد ۲
ور بدان قصد که قربان کندم ترک فلک
گاه و بیگاه میان بسته بترکش دارد ۳
نکنم میل بدان کس که مرا دیده و دل
از سر جهل پر از آب وز آتش دارد ۴
نشود رام فلک و رچه بسی رنج کشد
هر که نفسی چو رهی توسن و سرکش دارد ۵
سرمه دیده کنم خاک کف پای کسی
که نسیم کرمش وقت مرا خوش دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٣٢ - گردون دون بتهمت فضل و هنر مرا
گوهر بعدی:شماره ٣٣۴ - گر سیم و زری بقرض یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.