خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به جوانانی اشاره دارد که با کینههای قدیمی و غرور بیجا، مانند یأجوج و مأجوج به سد اسکندر، به تخریب و طعنهزنی میپردازند. شاعر از خود به عنوان مسیحایی یاد میکند که مورد تمسخر قرار میگیرد و از ناآگاهی و غرور این جوانان ابراز تأسف میکند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و تمثیلی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم اجتماعی و ادبی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند یأجوج و مأجوج و مسیحا دم، برای سنین پایین ممکن است نامفهوم باشد.
شماره ٣٣١ - گروهی جوانان نوخاسته
گروهی جوانان نوخاسته
در کینه کهنه ئی میزنند ۱
چو یأجوج در سد اسکندری
بدستان بسد رخنه ئی میزنند ۲
بر انشأ چون من مسیحا دمی
ز کون خری طعنه ئی میزنند ۳
همانه نیند آگه از بس غرور
که پا بر سر دشنه ئی میزنند ۴
در کینه کهنه ئی میزنند ۱
چو یأجوج در سد اسکندری
بدستان بسد رخنه ئی میزنند ۲
بر انشأ چون من مسیحا دمی
ز کون خری طعنه ئی میزنند ۳
همانه نیند آگه از بس غرور
که پا بر سر دشنه ئی میزنند ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٣٠ - گر ز من اقران بثروت فایق اند
گوهر بعدی:شماره ٣٣٢ - گردون دون بتهمت فضل و هنر مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.