خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از پشیمانی از گناهان و تظاهر زاهدان مغرور سخن میگوید. او ارزش قناعت و آزادگی را برتر از رنجهای دنیوی میداند و معتقد است که تلاش برای بهشت نباید باعث رنجش شود، زیرا پس از مراتب، حقیقت آشکار میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ٣٢١ - غلام همت آنم که همچو باد سحر
غلام همت آنم که همچو باد سحر
ز بار معصیت خود چو بید میلرزد ۱
بگوی زاهد مغرور را که مدت عمر
برسم اهل ریا طاعتی همی ورزد ۲
که بیش رنجه مدار و مرنج بهر جنان
که دیده ئی پس مردن ز خاک سر بر زد ۳
بخاکپای قناعت که نزد ابن یمین
جهان به رنجش آزاده ئی نمیارزد ۴
ز بار معصیت خود چو بید میلرزد ۱
بگوی زاهد مغرور را که مدت عمر
برسم اهل ریا طاعتی همی ورزد ۲
که بیش رنجه مدار و مرنج بهر جنان
که دیده ئی پس مردن ز خاک سر بر زد ۳
بخاکپای قناعت که نزد ابن یمین
جهان به رنجش آزاده ئی نمیارزد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٢٠ - غیاث دولت و دین آنکه طوطی جانرا
گوهر بعدی:شماره ٣٢٢ - غم فرزند خوردن از جهل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.