خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به ستایش و مدح یک حاکم یا شخصیت قدرتمند (ضیاء دولت و دین) میپردازد که با کرم و بخشش خود، امید و رونق را به ارمغان میآورد. شاعر از لطف و حمایت این شخصیت سخن میگوید و تأثیر مثبت او را در زندگی خود و دیگران توصیف میکند.
این متن به دلیل استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک و مفاهیم انتزاعی مانند کرم، امید، و دولت، برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی و ظرافتهای زبانی دارد.
شماره ٣١٠ - ضیاء دولت و دین ایکه ما در ارکان
ضیاء دولت و دین ایکه ما در ارکان
بصد قران چو تو فرزند نامور نارد ۱
بخشکسال کرم بر سر نهال امید
ز ابر دست تو باران جود میبارد ۲
کمینه چاکرت امروز با سه چاریار لطیف
بباغ عمر گل خرمی همیکارد ۳
بیمن دولت تو هست جمله اسبابش
جز آب رز ز تو آنهم امید میدارد ۴
بصد قران چو تو فرزند نامور نارد ۱
بخشکسال کرم بر سر نهال امید
ز ابر دست تو باران جود میبارد ۲
کمینه چاکرت امروز با سه چاریار لطیف
بباغ عمر گل خرمی همیکارد ۳
بیمن دولت تو هست جمله اسبابش
جز آب رز ز تو آنهم امید میدارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٠٩ - صبر در کارها چه نیک و چه بد
گوهر بعدی:شماره ٣١١ - طالع من ببین که از پی آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.